رفتن به محتوا
پذیرش بعدی IPS از ۲۵ آبان، به‌مدت ۵ روز آشنایی با IPS
آی‌تحلیل

فضیلت ندانستن در سرمایه‌گذاری

در بازارهای مالی انگار یک انتظار نانوشته وجود دارد! هرکسی وارد این فضا می‌شود باید روی همه‌چیز نظر داشته باشد؛ دلار، بورس، مسکن، طلا، انتخابات، بیت‌کوین و … اگر بگویی نمی‌دانم، دیگران فکر می‌کنند شناختی از محرک‌های بازار یا مسائل اقتصادی و سرمایه‌گذاری ندارید. نتیجه این فشار، یک عادت خطرناک است: ساختن قطعیت‌های مصنوعی.

ما برای فرار از حس ندانستن، برای خودمان داستان می‌سازیم و بعد روی آن داستان‌ها سرمایه خود را به خطر می‌اندازیم. این مقاله درباره همین موضوع است؛ اینکه چرا ندانستن و موضع نگرفتن در خیلی از موقعیت‌ها نه نشانه ضعف، بلکه یک فضیلت حرفه‌ای در سرمایه‌گذاری است.

دو نوع ندانستن

همه ندانستن‌ها شبیه هم نیستند. یک نوع ندانستن، ندانستن صادقانه است؛ وقتی می‌گویی: در این موضوع داده کافی ندارم، تجربه‌ اندکی دارم یا پیچیدگی ماجرا از فهم من بیشتر است؛ پس بهتر است موضع نگیرم یا در حد بسیار محدود اقدام کنم. این نوع ندانستن، در عمل از سرمایه محافظت می‌کند.
نوع دوم، ندانستن خطرناک است؛ وقتی عملا چیزی نمی‌دانیم، اما نمی‌خواهیم این را بپذیریم، پس برای خودمان یک روایت قانع‌کننده می‌سازیم: فلان دارایی قطعا بالا می‌رود، این بار فرق دارد، بازیگر این سهم، قوی است! این تحلیل یا پیش‌بینی حتما جواب می‌دهد. این نوع ندانستن، ظاهرش اطمینان است، اما باطنش پوچ است است و بیشترین تخریب‌ها از همین‌جا شروع می‌شود.

چرا، همیشه نظر داشتن خطرناک است؟

داشتن نظر، در ظاهر جذاب است؛ احساس می‌کنید بر اوضاع مسلط هستید، می‌توانید آینده را پیش‌بینی کنید و برای هر چیزی با یک متر ساده (بعنوان مثال نگاه تک‌بعدی و ساده‌سازی‌شده تحلیل تکنیکال) اندازه‌گیری داشته باشید. اما مشکل اینجاست که ذهن ما بعد از ساختن یک روایت، به‌طور ناخودآگاه شروع می‌کند به دفاع از آن؛ داده‌های موافق را بیشتر می‌بیند و داده‌های مخالف را نادیده می‌گیرد. از اینجا به بعد، تصمیم‌ها بجای اینکه بر پایه واقعیت باشند، بر پایه حفظ تصویر خودمان ساخته می‌شوند. هر چه نظرها قطعی‌تر و پررنگ‌تر باشند، عقب‌نشینی از آنها سخت‌تر می‌شود و ریسک اینکه روی یک سناریوی اشتباه پافشاری کنیم، بالاتر می‌رود.

سه جایی که بهتر است عمدا موضع نگیریم

اول در پیش‌بینی‌های کلان کوتاه‌مدت؛ اینکه نرخ ارز، شاخص یا تورم در یکی دو فصل آینده دقیقا چه می‌شود، چیزی است که حتی برای متخصصان هم پر از عدم‌قطعیت است. داشتن یک سناریوی کلی خوب است، اما تبدیل آن به قطعیت و شرط‌ بندی سنگین روی آن به زیان شما تمام می‌شود.
دوم، در نوسانات کوتاه‌مدت بازار؛ اینکه این هفته یا این ماه بازار مثبت می‌شود یا منفی، بیشتر شبیه نویز است تا اطلاعات ارزشمند. بسیاری از تصمیمات اشتباه از همین‌جا شروع می‌شود که سرمایه‌گذار خودش را مجبور می‌کند در مقیاس‌های زمانی بسیار کوتاه، تحلیل و پیش‌بینی قطعی ارائه دهد.

سوم، در حوزه‌هایی که واقعا در آن‌ها مطالعه و تجربه کافی نداریم؛ مثلا کسی که هرگز در یک کلاس دارایی مثل رمز ارز، سهام، استارتاپ یا یک بازار خاص کار نکرده، اگر صرفا تحت فشار جمعی روی آن دارایی موضع قطعی بگیرد، احتمال خطای بزرگ را بالا می‌برد. در این موارد، پذیرفتن اینکه این حوزه تخصص من نیست و اجبار محدود نگه داشتن وزن آن در پرتفوی، تصمیمی حرفه‌ای است.

رابطه فضیلتِ ندانستن با IPS و پرتفوی

بیانیه خط‌مشی سرمایه‌گذاری برای همین طراحی شده‌ است که تصمیم‌گیری را از حالت نظر امروز من درباره بازار جدا کند. وقتی می‌پذیرید که آینده غیرقابل پیش‌بینی است، بجای اینکه سعی کنید برای هر سناریو پیش‌بینی قطعی داشته باشید، پرتفوی‌ خود را طوری می‌چینید که در مجموعه‌ای از آینده‌های ممکن، قابل‌دفاع باشد.
در این نگاه، پرسش اصلی این نیست که آیا من درست حدس می‌زنم یا خیر؟، بلکه این است که اگر اشتباه کنم چه اتفاقی برای من می‌افتد؟ فضیلت ندانستن یعنی گاهی عمدا خنثی ماندن در جایی که IPS، شما را مجبور به موضع‌گیری نکرده است؛ یعنی پرهیز از آنکه پرتفوی را هر روز با موج جدید افکار عمومی هم‌جهت کنید.

ندانستن حرفه‌ای چه شکلی است؟

ندانستن حرفه‌ای، یک ندانستن منفعل و بی‌تفاوت نیست. اتفاقا پشت آن انبوهی از تجربه نهفته است. سناریوها بررسی شده‌اند، محدوده‌های معقول برای ریسک تعریف شده، و بعد از این فرآیند، سرمایه‌گذار به این جمع‌بندی رسیده که در این نقطه داده‌ها آنقدر نیست که وزن پرتفوی را شدید عوض کنم. نتیجه این می‌شود که بجای حرکت‌های بزرگ و ناگهانی، فقط تنظیم‌های کوچک و تدریجی (ریبالانس) انجام می‌شود.
سرمایه‌گذار حرفه‌ای لازم نیست هر روز نظر جدید بدهد؛ لازم است وقتی نظر ندارد، جرئت گفتن نمی‌دانم را داشته باشد و ساختار پرتفوی‌ باید متنوع و متناسب با IPS طراحی شده باشد که وابسته به یک پیش‌بینی واحد نباشد.

فضیلت ندانستن در کنار هنر منفی

هنر منفی می‌گوید لازم نیست شاهکار کنید؛ همین‌ که اشتباهات بزرگ را تکرار نکنید، در بلندمدت جلو می‌افتید. فضیلت ندانستن این لایه را کامل می‌کند: لازم نیست روی همه‌چیز نظر داشته باشید، قرار نیست پاسخ همه پرسش‌های بازار را بدانید. بخشی از حرفه‌ای بودن در سرمایه‌گذاری این است که مرز دانسته‌های خود را بشناسید و برای حفظ تصویر شهودی خودتان از یک ایده سرمایه‌گذاری، آن را بیهوده گسترش ندهید.
ترکیب این دو نگاه یک پیام ساده دارد: هم در عمل، هم در فکر، فضا برای ندانستن و انجام ندادن وجود دارد؛ و این فضا، بیشتر از آنچه به‌نظر می‌رسد از سرمایه شما محافظت می‌کند.

اشتراک‌گذاری

دیدگاه شما

نظر یا پرسش خود را درباره این مقاله بنویسید.

  1. کاربر سایت

    راهکارها : 1.تنوع بخشی به سبد سرمایه 2. پوشش ریسک 3. وام گرفتن کمتر 4.تاکید روی ارزش امروز به جای رشد فردا 5. آماده بودن برای طیف متنوعی از پیامدهای محتمل از کتاب مهمترین مسایل یک سرمایه گذار (مارکس)

  2. کاربر سایت

    پیروان مکتب فکری "نمی دانم" باور دارند :شما نمی توانید آینده را بشناسید و مجبور هم نیستید و هدف اصلی این است که بهترین روش ممکن در سرمایه گذاری را در غیاب این دانش در پیش بگیرید .