رفتن به محتوا
پذیرش بعدی IPS از ۲۵ آبان، به‌مدت ۵ روز آشنایی با IPS
آی‌تحلیل

شاهکار و بی‌عرضگی در سرمایه‌گذاری

در بیشتر بحث‌هایی که درباره سرمایه‌گذاری مطرح می‌شود، تمرکز روی یک پرسش اصلی است: چه بخریم و کجا فرصت پر بازده وجود دارد. تصویر رایج از سرمایه‌گذار موفق کسی است که همیشه در حال حرکت است؛ مدام در حال تحلیل و معامله، کشف موقعیت‌های جدید و انجام کارهایی که از بیرون یک شاهکار دیده می‌شود.

در مقابل، سرمایه‌گذاری که به‌ندرت دست به خرید و فروش می‌زند، در تحلیل‌ها و شناسایی موقعیت‌های سرمایه‌گذاری وسواس دارد و در بسیاری از موقعیت‌ها خیلی ساده می‌گوید “نه”، گاهی در نگاه دیگران محتاط، منفعل یا حتی بی‌عرضه و ترسو به نظر می‌رسد!

اما واقعیت بازار همیشه مطابق این قضاوت‌ها نیست. اینکه دائما در حال انجام کاری باشیم، لزوما نشانه تمایز داشتن و حرفه‌ای بودن نیست؛ همان‌طور که کاری نکردنِ به‌موقع و وسواس خرج دادن در ورود به یک گزینه سرمایه‌گذاری، به خودی خود به معنای بی‌عرضگی یا ترس نیست. در بسیاری از موارد، شجاعت واقعی دقیقا در همین‌جا دیده می‌شود؛ جایی که فرد از انجام یک کار اشتباه صرف‌نظر می‌کند و آگاهانه می‌گوید: نه

این مقاله درباره همین تضاد است؛ رویکردی در سرمایه‌گذاری که کمتر درباره آن صحبت می‌شود: جایی که گویا بازار از ما شاهکار می‌خواهد، اما نتیجه بلندمدت بیشتر از طریق پرهیز از اشتباهات بزرگ شکل می‌گیرد تا حرکت‌های نمایشی.

هنر منفی در سرمایه‌گذاری (Negative Art)

در برخی فعالیت‌ها، ارزش کار با چیزهایی سنجیده می‌شود که اضافه می‌کنیم. آهنگساز قطعه جدید خلق می‌کند، یک طراح محصول تازه‌ای ارائه می‌دهد، کارآفرین کسب‌وکار جدیدی می‌سازد و گاهی هرچه خروجی از نظر تعداد بیشتر بوده یا خلاقانه‌تر باشد، کارنامه درخشان‌تر به نظر می‌رسد.

اما در برخی نقش‌ها، کیفیت کار با اتفاق نیفتادن خطا سنجیده می‌شود. جراح قلب اگر سالها بدون حادثه عمل کند، یعنی کارش را درست انجام داده است. در ورزش حرفه‌ای نیز همین منطق جاری است؛ بعنوان مثال در تنیس حرفه‌ای (مانند بازارهای مالی عمیق و رقابتی) به دلیل اینکه اغلب شرکت‌کنندگان باهوش، مجهز و آگاه هستند معمولا کسی برنده می‌شود که خطاهای کمتری مرتکب شده باشد، نه کسی که زیباترین ضربه‌ها را زده است. سرمایه‌گذاری نیز اینگونه است.

این نگاه از جهات زیادی با مباحث ریسک و محدوده‌ امن نیز هم‌راستا است؛ پیشنهاد می‌کنیم اپیزود چهارم را بشنوید.

در افق چندساله، تفاوت میان یک نتیجه قابل قبول و یک شکست سنگین، معمولا از چند حرکت خارق‌العاده ایجاد نمی‌شود؛ بیشتر از تعداد اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذیر ناشی می‌شود که رخ داده یا از آنها پرهیز شده است. هنر منفی یعنی بخشی از تمرکز را از جستجوی مداوم فرصت‌های تازه برداریم و روی شناسایی و بستن مسیر اشتباهات بزرگ بگذاریم. به زبان ساده، به همان اندازه که می‌پرسیم چه چیزی را باید بخرم؟، از خود بپرسیم چه کارهایی را نباید انجام دهم و چه دارایی‌هایی را نباید بخرم؟

موفقیت در سرمایه‌گذاری به شاهکار نیاز ندارد

یکی از فشارهای پنهان بازار این است که اگر معامله‌ای انجام ندهیم، انگار عقب مانده‌ایم! سرمایه‌گذار وقتی افق زمانی حداقل ده ساله دارد یا تنها چند دارایی محدود در پرتفوی خود نگه می‌دارد، یا از دارایی‌هایی که در محافل از آن سخن می‌گویند (خصوصا جمع‌های تریدرهای خانوادگی!) دوری می‌کند گاهی احساس عقب‌ماندن پیدا می‌کند. شبکه‌های اجتماعی نیز این احساس را تشدید می‌کنند؛ چرا که بسیاری از افراد تنها درباره معاملات موفق خود می‌نویسند و این تصور شکل می‌گیرد که همه در حال حرکت هستند، جز من!

اما در عمل، بخش قابل توجهی از نتیجه بلندمدت در همین کاری نکردن‌های به‌موقع شکل می‌گیرد. بازار همیشه در حال حرکت است، اما این واقعیت به این معنا نیست که سرمایه‌گذار نیز باید دائما در حال معامله باشد.

کاری نکردن و وسواس داشتن، اگر پشت آن تحلیل و درک درستی از ریسک وجود داشته باشد، نشانه بی‌عرضگی یا ترس نیست؛ بلکه بخشی از بلوغ سرمایه‌گذاری است. از سوی دیگر، اینکه صرفا برای فعال به نظر رسیدن، هر فرصت به ظاهر جذابی را دنبال کنیم، در بلندمدت هزینه‌های سنگینی ایجاد می‌کند.

نه گفتن به اشتباه؛ جایی که شجاعت، خودش را نشان می‌دهد

در نگاه عموم مردم، شجاعت معمولا با رفتارهای پرریسک و تصمیم‌های بزرگ سنجیده می‌شود؛ ورود به بازار جدید، قبول یک پروژه سنگین یا خرید دارایی پرنوسان. اما در سرمایه‌گذاری، شکل دیگری از شجاعت نیز وجود دارد: شجاعت در نه گفتن.

  • نه گفتن به خرید دارایی فقط به دلیل رشد اخیر آن
  • نه گفتن به ورود به بازارهای اهرمی با پولی که توان از دست دادنش را نداریم
  • نه گفتن به فعالیت‌هایی که ظاهر جذاب دارند اما برای زندگی مالی ما مناسب نیستند
  • نه گفتن به سناریوهای کوتاه‌مدتی که جز فرسودگی ذهن چیزی به دنبال ندارند.
  • نه گفتن به تصمیمات احساسی و به دور از منطق
  • و …

این تصمیم‌ها ممکن است از بیرون دیده نشوند و گاهی محتاطانه یا منفعلانه تلقی شوند. اما در افق چندساله، بخش بزرگی از تفاوت عملکرد از همین نه گفتن‌ها ناشی می‌شود؛ از جاهایی که سرمایه‌گذار آگاه از انجام یک کار اشتباه صرف‌نظر کرده است.

بازار به‌عنوان بازی بازنده؛ نگاه چارلی الیس

چارلی الیس در تعریف خود از بازارهای مالی، آن را بازی بازنده‌ها می‌نامد؛ فضایی که در آن اغلب بازیگران به ابزار، اطلاعات و تحلیل مشابهی دسترسی دارند و میدان رقابت آنقدر فشرده است که برنده شدن پایدار، تنها با چند حرکت خارق‌العاده ممکن نیست.

در چنین محیطی، تفاوت میان عملکردها بیشتر از طریق پرهیز از اشتباهات بزرگ شکل می‌گیرد تا از طریق شاهکارهای تکرارناپذیر. اگر بازار را به شکل یک بازی بازنده ببینیم، نتیجه طبیعی آن است که در این بازی، قدم اول برنده شدن نیست؛ قدم اول این است که بازنده بزرگ نباشیم. هنر منفی دقیقا در همین‌جا معنا پیدا می‌کند: اینکه قبل از جستجوی بازده بیشتر، حفره‌های خطرناک را ببندیم؛ مطمئن شویم یک ریزش بازار یا یک تصمیم نادرست، ما را برای همیشه از بازی خارج نمی‌کند.

جمع‌بندی؛ جایی که سرمایه‌گذاری از قمار جدا می‌شود

اگر بخواهیم کل بحث را در یک جمله جمع کنیم، شاید این باشد: در دنیای واقعی، سرمایه‌گذار موفق همیشه کسی نیست که بیشتر از بقیه می‌برد، خیلی وقت‌ها کسی است که کمتر از بقیه بد می‌بازد.

هنر منفی در سرمایه‌گذاری یعنی بخشی از انرژی را از دنبال کردن فرصت‌های تازه برداریم و صرف بستن مسیر اشتباهات بزرگ کنیم. یعنی سقف‌گذاشتن برای شدت زیان، سخت‌گیر بودن روی اهرم، نه گفتن به مسائلی که نمی‌فهمیم و محافظت از استراتژی در برابر وسوسه تغییرهای هیجانی.

اگر این نگرش را جدی بگیریم، احتمالا درمی‌یابیم که اولین قدم برای موفقیت مستمر در بازارهای مالی و تغییر مثبت در رفتار مالی ما اضافه کردن عادت جدید نیست بلکه حذف چند عادت بد است. همین‌جاست که سرمایه‌گذاری به‌تدریج از قمار جدا می‌شود؛ قمار بر اساس امید به یک برد بزرگ تعریف می‌شود، اما سرمایه‌گذاری بالغ بر اساس پرهیز از اشتباهاتی است که می‌تواند ما را برای همیشه از بازی خارج کند.

اشتراک‌گذاری

دیدگاه شما

نظر یا پرسش خود را درباره این مقاله بنویسید.