وقتی صحبت از سرمایهگذاری میشود، بیشتر افراد خیلی زود به این سؤال میرسند که چه چیزی بخرم؟؛ طلا، سهام، صندوق درآمد ثابت، ارز یا هر دارایی دیگری. اما واقعیت این است که این سؤال، سؤال اول نیست. قبل از اینکه تصمیم بگیرید چه داراییای وارد پرتفوی شما شود، باید مشخص کنید اصلاً قرار است این سرمایه چه کاری برای شما انجام دهد. آیا قرار است فقط قدرت خریدتان را حفظ کند یا قرار است در بلندمدت ثروت شما را افزایش دهد؟
این دو هدف، دو مسیر کاملاً متفاوت ایجاد میکنند. اگر افق دید سرمایهگذاری شما کوتاه است و احتمال میدهید در یکی دو سال آینده به اصل سرمایه نیاز داشته باشید، مهمترین وظیفه پرتفوی شما مدیریت نوسان و حفظ سرمایه است. اما اگر قرار نیست سالها به این سرمایه دست بزنید، داستان تغییر میکند. در این شرایط، برای اینکه واقعاً از تورم جلو بزنید، باید بخشی از پرتفوی شما نقش رشد را بر عهده بگیرد؛ حتی اگر این مسیر با نوسان همراه باشد.
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد همزمان دو انتظار متناقض دارند؛ از یک طرف میخواهند بازدهی بالایی کسب کنند و از طرف دیگر حاضر نیستند افتهای مقطعی بازار را تحمل کنند. در حالی که رشد واقعی، بهای خودش را دارد و آن بها، پذیرش نوسان معقول است. همانطور که اگر تمام تمرکز شما فقط روی داراییهای حفظی باشد، شاید قدرت خریدتان حفظ شود، اما احتمالاً فرصت ساختن ثروت در بلندمدت را از دست خواهید داد.
به همین دلیل، طراحی یک پرتفوی حرفهای از انتخاب دارایی شروع نمیشود؛ از شناخت هدف سرمایهگذاری، افق زمانی، میزان تحمل ریسک و تعیین سهم حفظ سرمایه و رشد سرمایه آغاز میشود. وقتی این ساختار درست شکل بگیرد، انتخاب داراییها هم دیگر بر اساس هیجان بازار یا توصیه دیگران نخواهد بود، بلکه در راستای برنامهای قرار میگیرد که متناسب با شرایط و اهداف خود شما طراحی شده است.
دیدگاه شما
نظر یا پرسش خود را درباره این ویدئو بنویسید.